تبليغاتX
بیرجندی هایی که عاشق شهرشونن -
فقط بیرجندیهایی بخونن که وابسته به هیچ حزب سیاسی نیستن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به دنبال سخنان دور از واقعیت و بی خردانه شهردار بیرجند و توهین به روزنامه نگاران و  اصحاب مطبوعات استان نامه سرگشاده ای توسط خانه مطبوعات انتشار یافت. متن آن را در زیر مشاهده می فرمایید.

لطفا نظرات خود را در بخش نظر بدهید مرقوم فرمایید

 


نامه سرگشاده خانه مطبوعات استان به شهردار بيرجند

 

پایگاه خبری استان : در پي سخنان دور از واقعيت و توهين آميز شهردار بيرجند نسبت به خبرنگاران و جامعه اطلاع رساني استان در اولين جلسه شوراي هم انديشي فرهنگي استان (با حضور معاون سیاسی امنیتی استاندار و جمعی از مسئولین ) جوابيه روابط عمومي خانه مطبوعات در نامه سرگشاده اي به شرح ذيل مي باشد:

 

شهردار ، شوراي هم انديشي فرهنگي استان و ...
وقتي مسئوليتها به درستي تعريف و تبيين نمي شوند ، آني اتفاق مي افتد كه در شوراي هم انديشي فرهنگي استان رخ داد .آنجايي كه مديران فرهنگي استان گرد هم آمدند تا چاره اي بر لجام گسيختگي فرهنگي بينديشند و مهندسي فرهنگي را كه سالهاي سال است از آن سخن رانده شده ،تازه راهش را پيدا كند و در مسير درست گام بردارد!!
شوراي هم انديشي فرهنگي استان قرار است چه كند ؟ مگر مسائل عمده و پيچيده فرهنگي را مي توان در نشستي اين چنيني به چالش كشيد و برايش نسخه پيچيد؟ كه اگر چنين بود ما سالها نيازمند به اين همه نشستهاي فوق تخصصي چهره هاي ماندگار فرهنگي و جامعه شناسان نخبه كشوري در شوراي عالي انقلاب فرهنگي نداشتيم كه تازه آن هم نتايج قابل قبول و راهبردي را تاكنون عرضه نكرده است.
شوراي هم انديشي فرهنگي استان در اولين آزمايش خود ، خطاي بزرگ و فاحشي را كه يكي از اعضايش مرتكب شد را ناديده گرفت ، خطايي كه شايد تمامي اهداف اين شورا را خدشه دار نموده و زير سوال ببرد !
يكي از چهره هاي فرهنگي ، ماندگار ، متخصص ، جامعه شناس و صاحب نظر اين شورا شهردار محترم مركز استان بودند كه با افاضات خوشي راه ناهموار ، خطرناك و پيچيده فرهنگي استان را به يك باره صاف و به صورت اتوبان در آوردند! آنجايي كه مطبوعات استان را به سخيف ترين وجه ممكن درنورديده و نسخه همه را نيكو پيچيدند و اين نشان از هوشمندي ايشان دارد كه در امر مديريت آنچنان قوام يافته اند كه از پس امتحان « فرافكني » به خوبي برآمدند و نشريات اندك استان را در كمال خونسردي و از باب تفريح و تفرج و در جمع هم انديشان به استهزاء و به اصطلاح چالش كشيدند و جالب اينكه حتي صدايي هم از ساير فرهنگ دوستان حاضر در شوراي هم انديشي به اصطلاح فرهنگي بر نيامد.
از نظر شهردار محترم روزنامه ها و نشريات استان قابل اعتنا و اعتبار نيستند ، چرا؟ چون :
1) سياه نمايي مي كنند . 2) سياه نامه هستند نه روزنامه و ...  3) سخنان مديران را تحريف مي كنند 4) اصولا حتي يك روزنامه نگار حرفه اي در استان خراسان جنوبي وجود ندارد 5) مطبوعات استان بايد خودشان را اصلاح كنند 6) نقش مطبوعات در استان درست نيست 7) به جاي اينكه به بحث هاي فكري پرداخته شود دائم به اختلافات سياسي دامن مي زنند 8) مطالب كذب و ... را نشر مي دهند.
آقاي شهردار ! به نظر جنابعالي يك روزنامه خوب چگونه روزنامه اي است ؟ جواب اين سوال در ذهنم مرا به ياد اين جمله معروف انداخت كه يك سرخپوست خوب ، سرخپوست مرده است !! خوشبختانه نشريات اندك استان نقش روابط عمومي ادارات را به خوبي ايفا كرده و كمترين اثري از بحث هاي چالشي و نظريه پردازي در آنها ديده نمي شود و اين يكي از بدترين و خطرناك ترين مختصات نشريات اين استان است كه البته ممكن است و حتما اين فعل به دليل مصلحت انديشي صاحبان جرايد مي باشد.
ازآنجايي كه نگارنده بارها و بارها هشدار داده بود كه اين نوع سياست ،برخي مديران را دچار غرور شخصيتي نموده و آنان را به مرحله اي مي رساند كه به خود اجازه دخالت در امر روزنامه نگاري و نحوه چينش مطالب را مي دهد و امروز همان روزي است كه به آن اشارت رفته بود.
جناب شهردار! نمي دانم در اتاق فكرتان چه مي گذرد ، اما از نحوه سخنان و نگاه حضرتعالي در جمع اصحاب فرهنگ مي توان به خوبي به آنچه كه در آن جا مي گذرد پي برد !
مطبوعات دنياي بزرگ و ضخيمي دارند كه در آن قلم اعجاز مي كند ! دنياي مطبوعات پاكيزگي و امانت در گفتار و رفتار را مي آموزاند.دنياي مطبوعات خودباختگي و خود محوري را مي شكند. دنياي مطبوعات به مردم آني را ميدهد كه ديگران در دادن آن استنكاف مي كنند. دنياي مطبوعات عطر تعهد در كلام و مسئوليت را به ياد مي آورد. دنياي مطبوعات بر خواب آلودگاني نيشتر مي زند كه امر بر آنان مشتبه شده. دنياي مطبوعات سياسي كاري و سياسي بازي را به مردم مي نماياند و فرق شعار و عمل را آموزه اي مي كند تا دستاويزي براي ريا باقي نماند‌، دنياي مطبوعات پشت پرده ندارد ، هرچه هست رودر روي مردم است و حف آنان . دنياي مطبوعات ارث كسي نيست كه خواسته باشد هر چه مي خواهد بر آن براند و كسي هم دم بر نياورد !
آقاي شهردار! نمي دانم جنابعالي چگونه و از چه منظر و بر مبناي كدامين اختيار به خود اجازه توهين و دخالت در اين امر مقدس را داديد؟ چه كساني قرار است برايتان هورا بكشند و دست افشاني كنند؟ مثلا قرار است از مطبوعات استان زهر چشم بگيريد!؟ آيا چالش هاي جدي و سوال بر انگيزي را كه در حيطه مديريتي شهري بيرجند وجود دارد را مي دانيد ؟كه اگر جرايد استان تاكنون به آن پرداخته اند نه از باب اينكه همه چيز سر جاي خود قرار دارد ، خير ! بلكه از باب تساهل و تسامح بوده است.
در پايان از جنابعالي قدرداني مي شود ، به دليل اينكه مطبوعات را به اين باور رسانديد كه تاكنون راه درستي را نپيموده اند و رسالت كامل خويش را كجدار و مريض به انجام رسانيده اند، آنان اينك نيك مي دانند كه با مصلحت انديشي و محافظه كاري نمي توان چالش هاي پيش رو را به درستي تبيين نمود ، لذا بي حرمتي شما به مطبوعات استان سبب خيري شد تا راه خويش را محكمتر و مستقل تر يافته و آن را بپيمايند.

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم بهمن 1386ساعت 12:22  توسط يه جوون بيرجندي   |